ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

به رویا یا کابوسی که زمانی نامعلوم دیده‌ام فکر می‌کنم. در آن رویا داشتم عاشق زنی می‌شدم و در آن کابوس آن زن را کشتم و فکر می‌کنم منجی او بودم. ابوتراب خسروی |  کتاب ویران

جانور

راستی که زن هم جانور عجیبی است!‌‌ همان دم که چشم به تو دارد، می‌تواند دل به دیگری داشته باشد.‌‌ همان دم که دل پیش تو دارد، می‌تواند چشمش جای دیگری چارچار بزند. دست در دست تو دارد اما می‌تواند زبانش را به دلخوشی دیگری بجنباند. زبانش روح تو را قلقلک می‌دهد اما می‌تواند با نوک انگشتش کف پای دیگری را قلقلک بدهد.