ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

پيش‌تر هيچ بودم؛ اما حضورم را چيزی شبيه به درک می‌کردم. حواس را می‌فهميدم؛ حواس پنج‌گانه، شش‌گانه، هفت‌گانه و هشت‌گانه. از هيچ، چيزی شبيه به رنج می‌بردم. اگر آدم بودم، به اوج «بودن» می‌رسیدم. زاوش باجیان |  خاکسترستان

ناکجا شعر

شعر ناکجا خودش می‌آید، عاشقی می‌کند، فریاد می‌زند، سنگر می‌شود و غریو رهایی سر می‌دهد،... شعر ناکجا می‌خواهد شعر باشد...