ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

رنجاندن انسان دیگر وقتی که بدانی او را رنجانده‌ای احساس خوبی برای نوشتن می‌دهد. مجرمی و شعرت دفاع توست یا بهتر اعتراف تو. محمد نوروزی |  سوسک ها

جملات منتخب

همزیستی واژه‌ها، گاه در غایتِ مسالمت و گاه با خشونتی بی‌امان... جمله خود سخن می‌گوید، آزاد و رها، ثبت می‌شود بر جریده‌ی عالم دوامِ آن...

من فکر می‌کنم که امید هم یه روزی می‌میره، تا حالا به مردنش فکر نکردم، حالا که لُخته، حالا که این شکلی مثل یک مجسمه‌ی خوش‌تراش جلوی آینه‌ی میزتوالت من ایستاده و نوشیدنی‌ها رو با هم قاطی می‌کنه، چرا به مُردنش فکر می‌کنم؟


پروانه می‌شم، چنگ می‌شم، طبال می‌شم، ویولن‌‌سل می‌شم، رقاص خیابونی می‌شم، تو نوازنده می‌شی و من چشم‌هامو می‌بندم و خودمو به حالتِ قشنگی از ته دلم تکون می‌دم، تو ریتم رو تند‌تر می‌کنی، من هم تند‌تر خودمو تکون می‌دم، خیس عرق می‌شم و خوشم اومده.