ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

پنجره‌ی‌ اتاق‌خواب‌ را بسته‌ بودیم‌ تا‌ صدای‌ نفس‌نفس‌ پیوسته‌ و ناله‌های‌ خوش هماغوشی‌ بیرون نرود. بعد، تا ملكتاج‌ پنجره را بازکرد، اتاق پر شد از بو‌ی محبوبه‌های‌ شب كه‌ بی صبرانه پشت شیشه منتظر بود تا اجازه‌ی ورود پیدا کند. شهرام رحیمیان |  دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد

من سوگند مى‏‌خورم! سوگند مى‏‌خورم كه‏ لحظه‌‏يى آرامش نخواهم داشت تا سلول به‏ سلول مغز اين مرد را نابود نكنم... مغز اين مردى‏ كه ساکت مى‏‌ماند...

(آرامش، ساکت، سلول، سوگند، لحظه، مرد، مغز، نابود)


ماتئى ویسنى ‏‌یک

ماتئى ویسنى ‏‌یک

1956
رومانی

من پیش از تئاتر شعر را کشف کردم… پیش از نمایشنامه‌نویسی عاشق و کشته‌مرده‌ی شعر بودم و ده سال تمام هزاران شعر نوشته بودم. شعرهای من بسیار ساده بودند و من به جنگِ تمام استعاره‌های ثقیل، تشبیه‌های پرسوز و گداز، صفت‌ها و قیدها می‌رفتم. دلم می‌خواست مستقیم به آن‌چه ضروری‌ست بپردازم، به راز عریان ...

تماشاچی محکوم به اعدام

تماشاچی محکوم به اعدام

خرید
نویسنده: ماتئى ویسنى ‏‌یک
مترجم: تینوش نظم‌جو
این کتاب را ببینید

دادستان - من دارم از شما یه حیوون مى‌سازم، دارم بهتون توهین مى‌کنم و شما همینجا مى‌مونین و لبخند مى زنین و فکر مى‌کنین این نقش منه، فکر مى‌کنین من فقط دارم یه نقش بازى مى‌کنم... ولى از کجا مى‌دونین که من دقیقاً به اون چیزهایى که نقشم مىگه باور ندارم... از کجا معلوم که من بداهه نمىگم... از کجا معلوم که خود نقش من بداهه ...

برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت

نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر