ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

دلم می‌خواهد از خواب که بیدار می‌شوم هیچ بویی نیاید و هیچ دستی نباشد که لمسم کند و هیچ لبی نخواهد که دهانم را ببوسد. بی‌تا ملکوتی |  مای نِیم ایز لیلا

چقدر بدم می‌آيد از تهِ هر چيز، از انتها؛ از آخر؛ از ایستادن در لبه‌ی فساد؛ مثل ميوه‌ای در انتهای تابستان.

(آخر، انتها، ایستادن، بد، تابستان، فساد، میوه، چیز)


رضا قاسمی

رضا قاسمی

1328
اصفهان

رضا قاسمی، داستان‌نویس، شاعر، موسیقی‌‌دان، نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر در سال ۱۳۲۸ در شهر اصفهان به دنیا می‌آید. نوشتن را برای اولین بار درسن ۱۷ سالگی با نمایشنامه «کسوف» و کارگردانی را، با به روی صحنه بردن این نمایشنامه و نمایشنامه‌ی «آمد و رفت» از بکت آغاز می‌کند. سپس وی به تحصیل در رشته ...

وردی که بره‌ها می‌خوانند

وردی که بره‌ها می‌خوانند

خرید
نویسنده: رضا قاسمی
این کتاب را ببینید

راه پشت سر باز بود، اما غرور می‌بست راه گریز را. افتادم میان حلقه‌ی آتش. گونه‌ی راستم تیر کشید. استخوان پای چپم تیر کشید. پهلوی راستم تیر کشید. لب بالا... شکاف. پهلوی چپم... تیر. استخوان دنده‌ها... درد. زیر چشم راستم... خون. از اعماق وجودم ناگهان قاتلی دوید توی عضله‌ها‌ی دست. چند برگ از این کتاب را اینجا در ...

برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت

نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر