ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

مادر خدا را صدا می‌زند. پدر خدا را صدا می‌زند. خدا گيج می‌شود. صداها با هم قاطی می‌شوند. من گريه می‌کنم. خدا گيج‌تر می‌شود. پدر و خدا، گريه‌های من و مادر را تنها می‌گذارند. زاوش باجیان |  خاکسترستان

چرا كه انسان‏ نخست مى‏‌ميرد، سپس به دنبال مرگش مى‏‌گردد و سرانجام آن را مى‏‌يابد، برحسب اتفاق، در مسير پرمخاطره نورى به نور ديگر، و به خود مى‏‌گويد: عجب، پس اين بود فقط.  

(اتفاق، انسان، خود، دنبال، سرانجام، فقط، مردن، مرگ، مسیر، نخست، نور، گفتن، یافتن)


برنار ماری کلتس

برنار ماری کلتس

1948
فرانسه

برنار-ماری کُلتِس (۱۹۸۹-۱۹۴۸)، نمایشنامه‌نویس فرانسوی در یک خانواده‌ی بورژوای کاتولیک در شهر مِتز به دنیا می‌آید. او همزمان با تحصیلات دوران دبیرستان، با موسیقی آشنا می‌شود و نواختنِ سازهایی چون کلاوسَن، پیانو و اُرگ را فرا می‌گیرد. کلتس در سال ۱۹۶۸ به استراسبورگ نقل مکان می‌کند، و یک سال بعد با دیدن بازیِ ماریا کاسکارِس در ...

در خلوت مزارع پنبه

در خلوت مزارع پنبه

خرید
نویسنده: برنار ماری کلتس
مترجم: تینوش نظم‌جو
این کتاب را ببینید

روبه‌رویی دو مرد، در یک ناکجاآباد، جدالی که موضوع‌اش میل است و شهوت... یکی، قاچاق‌فروش که کالای مرموزی دارد برای فروش و نامش را نمی‌گوید... آن یکی، خریداری که با میل مبهمی درگیر است و نمی‌خواهد (نمی‌تواند؟) آن را فاش کند... استعاره‌ی رابطه‌ی قدرت میان دو مردی که هرکدام به نوبت آن یکی را بو می‌‌کشد، اقوا ...

برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت

نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر