ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

وقتی مُرد، انگار یه‌باره یه باری از دوشم برداشته شد، آره، من که نکشته بودمش، اون خودش مُرد از بس که پیر و فرتوت شده بود، وقتش بود. آره وقتش شده بود. همه‌مون یه موقع وقتمون می‌شه. آدم از چیزی که واسه همه اتفاق می‌افته که نباید بترسه. ماریا تبریزپور |  خانه اجاره ای

بعضی وقت‌ها آدم دلش می‌خواد یکی رو پیدا کنه و هرچی تا حالا ته دلش حبس کرده‌، آزاد کنه و سبک بشه. ولی نمی‌شه چون نمی‌تونه به کسی اعتماد کنه. نه حتی بعضی اوقات به خودش توی آینه.

(آدم، آزاد، اعتماد، بعضی، ته، حبس، خود، دل، سبک، نتوانستن، کس، کسی)


ترانه برومند

ترانه برومند

1353
تهران

متولد تهرانم... سال‌های تحولی بزرگ که آینده‌اش را پیش‌بینی نمی‌کرد. از پدری فرهیخته، عاشق زبان، ادبیات و تاریخ و مادری فهیم و زیبا به برون و درون. کودکی‌ام انباشته از خاطرات سیاسی و دلمشغول‌های ادبی خاندانم است و ساعت‌هایی که پدر کنار انبوه کتاب‌هایش مرا در آغوش می‌کشید و شعر می‌خواند. شعرهایی که پیش از ...

سحر تصویر

سحر تصویر

خرید
نویسنده: ترانه برومند
این کتاب را ببینید

از دور با پالتوی سفیدش مثل بره‌ای بود كه با چشمِ‌ گرگ‌های گرسنه‌ای دوره شده‌ باشد. به راحتی می‌توانستم آن‌هایی را كه مترصد بهترین فرصت شكار بودند تشخیص بدهم... خیلی‌ها بودند... مثل همیشه... و او تنها بود... مثل همیشه و شجاعانه می‌جنگید و مغلوب نمی‌شد، مثل همیشه. آن خوشحالی كاذب كه بین این همه، من سر میزش ...

برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت

نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر