ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

زندگی مثل یه کتاب دوست‌داشتنی‌یه، مثل یه بچه‌ست که بغل دست‌مون داره بازی می‌کنه، مثل ابزاری‌یه که می‌گیریم دست‌مون و ازش استفاده می‌کنیم، مثل یه نیمکته که شبا دم در خونه‌مون روش استراحت می‌کنیم. (...) زندگی شاید هم واقعاً چیزی غیر از خوشبختی نباشه. ژان آنوی |  آنتیگون

آه‏های من اول فقط تا مویِ سرم بالا می‏رفت، تا جایی که قادر به دیدن آن هم نیستم؛ من اما هر بار رفتنش را تصور می‏کردم و می‏دیدم که دوباره با بادها می‏رفت.

(آه، اول، باد، بالا، تصور، دوباره، سر، فقط، قادر، مو)


رفیع جنید

رفیع جنید

۱۳۵۵
هرات

سال 1355 در هرات متولد شدم. از چهار سالگی مشقِ آوارگی کرده‌ام تا به حال. هر روز به شکلی. سال‌ها گذشتند و حال اين آوارگی آن آوارگی نيست. «سنگ‌هاي آتش زنه» اولين دفتر شعرم بود. نشر نيکا در سال 1377 آن را منتشر کرد. شعرهای آن دفتر، شعرهايی ميهنی بود که به اقتضای وضعيتِ وطنم گفته شده بود ـــ.تجربه‌ای که بعد از چاپ آن کتاب ...

هــــــا

هــــــا

خرید
نویسنده: رفیع جنید
این کتاب را ببینید

ها وصفی است نه از یک یا چند بعد زمان، روایتی است نه در پی اثبات یا نفی این و آن، بلکه تجلی یک آن در خود تپیدن است. هر برگش مکاشفه تنهایی وجودی است که سمت و سویی جز مرکز خودش ندارد، از جایی آغاز نمی‌شود و قرار نیست به جایی بیانجامد، ها پیاله‌ای است خالی، پر از تهی متعال.  چند برگ از این کتاب را اینجا در گوگل بوکز بخوانید.

برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت

نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر