ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

اونجا همه‌ی رودخانه‌ها می‌ریزند به دریا. من گفتم ما هم یه رودخانه داریم که می‌ریزه تو باتلاق. جعفر مدرس صادقی |  گاوخونی

اونا مثل ما نديده‌ن پيكان مچاله شده‌ی بابا رو از موج انفجار و آسمونی كه نصف شب، مثل روز روشن می‌شد از نعره‌ی ضدهوائيا. اونا كی از ترس مرگ تو خودشون شاشيده‌ن؟

(آسمون، بابا، ترس، روز، روشن، شاشیدن، شب، مرگ، موج، ندیدن، نصف، نعره، پیکان)


زاوش باجیان

زاوش باجیان

1 فروردین 1358
آبادان، ایران

زاوش باجیان متولد 1358، شهرستان آبادان است. یک سال و نیم بیشتر نداشت، که جنگ آغاز شد. پس از ماه‌ها سرگردانی در شهرهای خوزستان، خانواده‌ی او بالاخره تصمیم به مهاجرت، به شهرستان اراک می‌گیرند. پس از گذراندن دوران ابتدایی در اراک و پایان جنگ، به همراه خانواده، به اهواز می‌روند و پس از سه سال سکونت در اهواز، به آبادان ...

خاکسترستان

خاکسترستان

خرید
نویسنده: زاوش باجیان
این کتاب را ببینید

ريشه‌ی درخت‌ها در قبر تکثير می‌شد و در خون و گوشت متورم نفوذ می‌کرد .لابلای ريشه‌ها، با تکه‌تکه‌های کرم و جسد، چيزی شبيه به دراز کشيده بودم و از انتشار ريشه در جسدم، چيزی شبيه به وجد می‌آمدم. من درون درخت منتشر می‌شدم. چند برگ از این کتاب را اینجا در گوگل‌بوکز بخوانید. با کلیک کردن روی این قسمت سری هم به ...

برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت

نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر