ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

زن‌ها دوست دارند آينه باشند يا در آينه زندگی كنند. آينه جای رازهای نگفته است. ری‌را عباسی |  وارونگی

وقتی کودک بودم، همچنان، وقتی کودک بودم، برای اندوه‌های ناچیزم درد بسیار می‌کشیدم، [...] دلم می‌خواست بمیرم، مرگ را از ته دل آرزو می‌کردم، همین است ؟ و در کمال تعجب، هیچ به دست نمی‌آوردم، هیچ پاسخی، درد می‌کشیدم و دیگر هیچ.

(اندوه، تعجب، درد، دست، مرگ، هیچ، کودک)


ژان لوک لاگارس

ژان لوک لاگارس

۱۹۵۷
فرانسه

ژان لوک لاگارس، بازیگر، کارگردان و درام­‌نویس فرانسوی است که امروزه آثارش در فرانسه بیش از سایر نویسندگان معاصر به روی صحنه می­‌رود. او به هنگام مرگش در 30 سپتامبر 1995 کارگردانی سرشناس بود، اما هنوز به عنوان نویسنده شناخته نشده بود. البته برخی از نمایشنامه‌­هایش با موفقیت به روی صحنه رفته بودند، اما سایر آثارش در کِشوی میز ...

در خانه‌ام ایستاده بودم و منتظر بودم باران بیاید

در خانه‌ام ایستاده بودم و منتظر بودم باران بیاید

خرید
نویسنده: ژان لوک لاگارس
مترجم: تینوش نظم‌جو
این کتاب را ببینید

اواخر تابستان، از پایانِ پس از نیم­روز تا بامداد فردا... پنج زن و یک مرد جوان، بازگشته از همه چیز، بازگشته از جنگ­ها و نبردهایش، سرانجام بازگشته به خانه... فرسوده از راه و زندگی، خوابیده به آرامی یا محتضر، در اتاقی که هنگام کودکی در آن زندگی می­کرد... رقصِ آرامِ زنان به دور رختخوابِ مرد جوانِ خفته...   چند برگ از این کتاب را ...

برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت

نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر