ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

مادربزرگ هر سال عاشورا نذری می‌‌داد و همیشه در حیاط بساطِ قیمه و قرمه‌سبزی پزی به پا بود. افرادِ متعددی توأم از بی‌دین و با دین همه با کمکِ یکدیگر تلاش می‌‌کردند و همکاری می‌‌کردند تا نذرِ مادربزرگ ادا شود. کیومرث مرزبان |  خام بُدم پخته شدم بلکه پسندیده شدم

وجد

خوب نگاه كردم چه‏‌جورى قهوه‏‌ش رو مى‏‌خوره. جرعه‏‌هاش رو آروم بالا مى‌‏كشيد، با سماجت، مثل يه حيوونى كه طعمه‏‌ش رو با ولع مى‏‌خوره‏ و بعدش خونش رو با وجد مى‏‌نوشه.  


ريشه‌ی درخت‌ها در قبر تکثير می‌شد و در خون و گوشت متورم نفوذ می‌کرد. لابلای ريشه‌ها، با تکه‌تکه‌های کرم و جسد، چيزی شبيه به دراز کشيده بودم و از انتشار ريشه در جسدم، چيزی شبيه به وجد می‌آمدم. من درون درخت منتشر می‌شدم.