ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

می‌دانم می‌دانم دیگر نیستم | درست مثل زمانی که من میز و درخت و ساعت بودم و تو هیچ‌وقت نبودی شیدا محمدی |  یواش های قرمز

هراسیده

وحشی گذشته‌ام | با موهایی که زخمی کرده چار نعل جاده را | از کنار دختران هراسیده از خودشان | و از رحمی که درونشان را تهی کرده بود | و حسی سنگین در دستان بزرگ مرد