ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

من فکر می‌کنم که امید هم یه روزی می‌میره، تا حالا به مردنش فکر نکردم، حالا که لُخته، حالا که این شکلی مثل یک مجسمه‌ی خوش‌تراش جلوی آینه‌ی میزتوالت من ایستاده و نوشیدنی‌ها رو با هم قاطی می‌کنه، چرا به مُردنش فکر می‌کنم؟ ماریا تبریزپور |  خانه اجاره ای

غصه

آن‌هایی را که از غصه نمی‌میرند، یا سرشان را هنوز با خاکستر نمی‌پوشانند، یا در کوهستان می‌روند و خود را زیر شاخه‌ها پنهان می‌کنند، آن‌ها را، بی‌درنگ، داوری می‌کنند، و آخر چرا آن‌ها را داوری می‌کنند اگر نمی‌خواهند محکوم‌شان کنند ؟