ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

با دست‌های تو چشم‌های ِ حالا را می‌بینم | با نفس‌های تو صدای کوچه‌های دماوند | برف چه شاد در خونم می‌بارد شیدا محمدی |  یواش های قرمز

شانس

اگر سخت‌گیر نباشی تا آخر عمرت شانس‌های کوچیک می‌یاری. اما من همه چیز رو می‌خوام. همین الان - باید هم کامل باشه - وگرنه رد می‌کنم . من نمی‌خوام قانع باشم. نمی‌خوام خودم رو به یه چیز مختصر راضی کنم.  


لازم نیست اتفاق عجیبی بیافتد که‌ بفهمی‌ روی سکه‌ی شانس نیستی. کافی‌ست حس بدبیاری را درونی کنی، بعد خودش می‌آید، حتا از لابه‌لای مکالمه‌ی‌ دو آدم ناشناس. بیشتر آدم‌ها از این می‌ترسند به‌ جایی برسند که‌ بعداً از خودشان بدشان بیاید. آقای حسینی بیشتر از این می‌ترسد که‌ هرگز نتواند به‌ خودش تبریک بگوید.