ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

مادربزرگ هر سال عاشورا نذری می‌‌داد و همیشه در حیاط بساطِ قیمه و قرمه‌سبزی پزی به پا بود. افرادِ متعددی توأم از بی‌دین و با دین همه با کمکِ یکدیگر تلاش می‌‌کردند و همکاری می‌‌کردند تا نذرِ مادربزرگ ادا شود. کیومرث مرزبان |  خام بُدم پخته شدم بلکه پسندیده شدم

زیبا

هيچكسى براى زندگيش خواب‏‌هاى خوب نديده‏ بود. هيچكسى روى گهواره‏‌ش خم نشده بود تا براش پیروزی و درخشش و عشق‏‌هاى زیبا آرزو كنه. ديوانه‏‌ها هميشه بچه‏‌هايى هستن كه‏ هيچكسى براشون خواب خوب نديده.


خواب پروانه‌ای بر لب‌های تفنگ، روایت مبارزه زنانگی و زیبایی‌ست با زمختی جنگ. روایت زندگی زن پرستاری‌ست که در نقش یک زن فعال سیاسی و اجتماعی می‌کوشد با تلخی و صعوبت جنگ و خاطره جنگ مبارزه کند و از خاکستر آتش خمپاره‌ها، عشق، زیبایی و زندگی را از نو ببیند و برویاند. این داستان روایتی از زندگی آدم‌های سرگردان و نومید و مستاصلی‌ست که در دهه شصت می‌زیسته‌اند. در میانه جنگ پیر شده‌اند و با پایان جنگ در جستجوی هویت خویش سرگشته‌اند...