ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

وحشی گذشته‌ام | با موهایی که زخمی کرده چار نعل جاده را | از کنار دختران هراسیده از خودشان | و از رحمی که درونشان را تهی کرده بود | و حسی سنگین در دستان بزرگ مرد روجا چمنکار |  سنگ‌های نُه ماهه

زمانه

آخرین جمله‌ات گرانبهاترین داشته‌ی زندگی‌ام بود. تصورش را بکن در چنین زمانه‌ای که قیمت یک کتاب کمتر از هزینه‌ی تهیه‌ی یک وعده غذاست. تصورش را بکن در این زمانه چند نفر گرانبهاترین داشته‌ی زندگی‌شان یک جمله است؟