ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

سر سودایی‌ام بین دو زن سرگردان بود. لمس هر یک همراه بود با دلتنگی برای دیگری. حالا آقای قاضی من در آرامشی هستم که حکم اعدام شما چیزی از آن کم نخواهد کرد. بنفشه حجازی |  شصت ثانیه زندگی

رقص

من به گایتری گفتم همان‌طور که دست‌هایت در رقص تکثیر می‌شوند، شلاق هم در رقصش بر پوست شانه‌هایم تکثیر می‌شود. همان‌طور که تو در هر جایی نمی‌رقصی، شلاق هم هر جایی نمی‌رقصد. تنها در جایی مثل شانه‌های من می‌رقصد.


ما امروزِ خود را به دیروزِ هیچ‌کس نمی‌سنجیم | که در امروزِ ما | مرگ به بهانه، انگشت در هر زخم فرو می‌بَرد | و دشمن به سلام | ناگفته‌های پاسخ را ریشخند می‌کند. ما از این راه نمی‌رویم | راهِ ما آن دور باشد که باد با لباسی آبی می‌رقصد | و عروسِ شابلوط‌ها به شادی‌اش بوسه‌ای می‌دهد.