ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

بچه که بودم، فقط یک داستان بود که هر شب برایم تعریف می‌کرد؛ داستان بچه‌ای که حرف مادرش را گوش نمی‌کرد و خدا مادرش را با خودش می‌برد. ماریا تبریزپور |  اصلا مهم نیست

رفیق

راستش، آدم نمی‌خواد اصلاً هیچ زنى رو تا يه فرسخى اون‏جا ببينه، تا يه فرسخى هیچ جا ببينه. آدم نمی‌‏خواد هیچ زنى رو نه توى زمین اسكواش ببينه، نه زير دوش‏ ببينه، نه توى بار، نه توى رستوران. مى‏دونى، موقع‏ غذا، آدم مى‏‌خواد درباره اسكواش يا درباره كريكت، يا درباره‌ی کتاب يا حتى درباره‌ی زن‏ها، با رفيقش گپ‏ بزنه، آدم مى‌‏خواد با رفيقش جر و بحث كنه بدون‏ اين‏كه يكى بى‌‏جا ميون حرفش بپره.