ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

پيش‌تر هيچ بودم؛ اما حضورم را چيزی شبيه به درک می‌کردم. حواس را می‌فهميدم؛ حواس پنج‌گانه، شش‌گانه، هفت‌گانه و هشت‌گانه. از هيچ، چيزی شبيه به رنج می‌بردم. اگر آدم بودم، به اوج «بودن» می‌رسیدم. زاوش باجیان |  خاکسترستان

خیابون

پروانه می‌شم، چنگ می‌شم، طبال می‌شم، ویولن‌‌سل می‌شم، رقاص خیابونی می‌شم، تو نوازنده می‌شی و من چشم‌هامو می‌بندم و خودمو به حالتِ قشنگی از ته دلم تکون می‌دم، تو ریتم رو تند‌تر می‌کنی، من هم تند‌تر خودمو تکون می‌دم، خیس عرق می‌شم و خوشم اومده.