ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

کبوترها از او نمی‌ترسیدند. پهلو به پهلویش دانه می‌چیدند و او همیشه فکر می‌کرد چقدر دوست داشتن پرنده‌ها زیباست. یک روز پسرکی با تیر او را هم کشت. بنفشه حجازی |  شصت ثانیه زندگی

خودم

اینا با بوی من معاشقه می‌کنن، با سایه‌ام ، با نفسم، با ضربان قلبم. تا یه چیزی می‌گم، فوری با حرفام جفتگیری می‌کنن... اگه خودمو تو آینه نگاه کنم با تصویرم معاشقه می‌کنن.