ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

آه‏های من اول فقط تا مویِ سرم بالا می‏رفت، تا جایی که قادر به دیدن آن هم نیستم؛ من اما هر بار رفتنش را تصور می‏کردم و می‏دیدم که دوباره با بادها می‏رفت. رفیع جنید |  هــــــا

خمیده

خط راستى كه، قرار بود مرا از يك جاى روشن به‏ جاى روشن ديگرى ببرد، به‏‌خاطر شما خمیده مى‏‌شود و هزارتوىِ تاريكى در سرزمينى تاریک‏ كه در آن، من سردرگم شده‏‌ام.