ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

پنجره‌ی‌ اتاق‌خواب‌ را بسته‌ بودیم‌ تا‌ صدای‌ نفس‌نفس‌ پیوسته‌ و ناله‌های‌ خوش هماغوشی‌ بیرون نرود. بعد، تا ملكتاج‌ پنجره را بازکرد، اتاق پر شد از بو‌ی محبوبه‌های‌ شب كه‌ بی صبرانه پشت شیشه منتظر بود تا اجازه‌ی ورود پیدا کند. شهرام رحیمیان |  دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد

تکان

همه چیز آرام است. هیچ جنبنده‌یی به چشم نمی خورد. هیچ کسی برای پرسش نیست. جهان در حال تغذیه است. باد به سختی برگ ها را تکان می دهد و پرندگان از خواندن خسته‌اند.


از آسمان که فرو افتاد، لای شاخ و برگ درخت‌ها گیر کرد. با باد تکان می‌خورد و با هر باران تکه‌ای از بدنش را از دست می‌داد. تا بهار و هرس درخت‌ها مدتی وقت داشت که زندگی کند.