ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

کنار ناشناخته‌ها راه می‌روم | تو سایه‌های سرخ می‌اندازی | و هر صبح که آماده‌ترم | پنجه‌هایت در من فروترند. شیوا شکوری |  نه

تهران

خودم را گذاشتم جای مادرتان که خیلی سال پیش‌ها روی این صندلی می‌نشسته و به پدرم فکر می‌کرده. به صدایش، به طرز راه رفتنش. به این که عاشق شده و نمی‌داند با خانه زندگیش چه کند. من هم جای مادرتان بودم برمی‌گشتم تهران تا دیگر نبینمش.