ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

می‌شد آنچنان وصف شورانگیزی از حمام کردن ث بنویسم که خوانندگانِ مذکر آلت به دست بمانند و خوانندگان مؤنث دست به آلت. اما چه کنم که هدف، چیز دیگری‌ست. سبحان گنجی |  فیس‌بوک

تخت

دیشب خواب‌های عجیبی دیدم. توی اتاقی که دیوار نداشت محبوس بودم. جرات نمی‌کردم تکون بخورم. وایساده بودم. سیاهی محاصره‌ام کرده بود. پشت سرم یه تخت بود که یه ملافه‌ی سفید پوشونده بودش. روی تخت یه بال کبوتر بود. همون وقت اون اومد.