ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

خواب پروانه‌ای بر لب‌های تفنگ، روایت مبارزه زنانگی و زیبایی‌ست با زمختی جنگ. روایت زندگی زن پرستاری‌ست که در نقش یک زن فعال سیاسی و اجتماعی می‌کوشد با تلخی و صعوبت جنگ و خاطره جنگ مبارزه کند و از خاکستر آتش خمپاره‌ها، عشق، زیبایی و زندگی را از نو ببیند و برویاند. این داستان روایتی از زندگی آدم‌های سرگردان و نومید و مستاصلی‌ست که در دهه شصت می‌زیسته‌اند. در میانه جنگ پیر شده‌اند و با پایان جنگ در جستجوی هویت خویش سرگشته‌اند... نسیم خلیلی |  خواب پروانه ای بر لب های تفنگ

باز

وقتی خانه شلوغ می‌شد از مهمان، به حیاط می‌آمد و فکر می‌کرد. به خودش. سیگار هم می‌کشید که اگر کسی درِ بسته‌ی اتاق پذیرایی را باز می‌کرد و می‌پرسید چرا اینجا نشسته، بگوید دارم سیگار می‌کشم. نمی‌شود که به کسی گفت دارم فکر می‌کنم. مضحک به نظر می‌رسد.


معمولاً دخترها دوست دارند چشم‌های مرد هنگام معاشقه باز باشد. که مبادا در ذهن، معاشقه با فرد دیگری را تجسم کند. اما آ عاشق چشم‌های بسته‌ست. ناخودآگاه ترجیح می‌دهد مردِ روی او فکر کند آنجلینا جولی را می‌کند و در اوج است، تا اینکه ببیند آ را می‌کند و آنچنان در اوج نیست.


برای مدتی مغازه‌ی ساعت‌فروشی باز کردم، مغازه‌ که‌ نبود. سر و کار داشتن بیش از حد با زمان و تاریخ، افسرده‌ام می‌کرد. برای خلاصی از افسرده‌گی شغلی، عطر فروشی بهترین راه‌ حل بود. مغازه‌ نزدم. یک جعبه‌ پر از عطر برداشتم و در کوچه‌‌ها داد زدم: «عطر، عطر خالص، عطر تازه.»