ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

ريشه‌ی درخت‌ها در قبر تکثير می‌شد و در خون و گوشت متورم نفوذ می‌کرد. لابلای ريشه‌ها، با تکه‌تکه‌های کرم و جسد، چيزی شبيه به دراز کشيده بودم و از انتشار ريشه در جسدم، چيزی شبيه به وجد می‌آمدم. من درون درخت منتشر می‌شدم. زاوش باجیان |  خاکسترستان

اشیا

مادر در جملات پدر، زنی می‌نماید که باید با یکی از اشیای کابوس‌های پدر درهم آمیزد و پدر، صدای ناله‌ی شهوانی‌اش را بشنود. برای همین چیزهاست که پدر، مرا حاصل تجاوز آن کلمه‌ی مشئوم به مادر می‌داند.