ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

دیشب خواب‌های عجیبی دیدم. توی اتاقی که دیوار نداشت محبوس بودم. جرات نمی‌کردم تکون بخورم. وایساده بودم. سیاهی محاصره‌ام کرده بود. پشت سرم یه تخت بود که یه ملافه‌ی سفید پوشونده بودش. روی تخت یه بال کبوتر بود. همون وقت اون اومد. آزيا سرنچ تودوروويچ |  ازدواج‏‌هاى مرده

آستین‌های رنگی

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه /

داســــــتان کوتاه

آستین‌های رنگی

نویسنده: تایماز افسری
داســــــتان کوتاه
ناشر: نشر نی
تاریخ انتشار: 1388
104 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    3,00€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    لوزالمعده چشم‌هایش را گشاد کرد. آمد توی صورتم. با صدای پستی گفت: این خیلی قشنگه که شما توی داستان‌تون بدون مراعات، اسم مارک‌های خارجی و مبتذل رو می‌آرین؟ خیلی قشنگه که یه خرس مذکر بیاد با یه دانشجوی دختر که ازهمون مارک‌ها می‌پوشه، برن توی یه کافه‌ای باهم بشینن، دست هموبگیرن... به هم شماره تلفن بدن. بعد هم روشن نباشه چی به هم گفتن؟ _ دود را فوت کردم توی صورتش، گفتم: ...



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر