ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

سال­‌ها که از مرگ کسی بگذرد دیگر هیچ­‌کس گریه نمی­‌کند و طوری از گذشته صحبت می­‌کنند انگار در سفر است، انگار که در شهر ناشناسی است که امکان ارتباط با آن­جا نیست. در واقع اندوه دُمش را می‌گذارد روی کولش و می­‌رود. ابوتراب خسروی |  کتاب ویران

مدار صفر درجه (دوره 3 جلدی)

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

مدار صفر درجه (دوره 3 جلدی)

نویسنده: احمد محمود
داستان بلـــــــند
ناشر: نشر معین
تاریخ انتشار: ۱۳۸۹
۱۷۶۴ صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    49,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    باران درمانده به چارسو نگاه کرد. طرف راست دید که باله‌های سیاه گرده دو کوسه، آب را می‌شکافند و می‌آیند. دید که کوسه‌ها، باله به باله، تند گشتند، رفتند رو به پائین. راند دنبالشان. فریاد زد، جمعه، رزاق. دورتر، طرف قبله، آب آشفت. صدای رزاق آمد، دعواشان شد. باران چشم بر هم گذاشت. صدای جمعه را شنید، تکه‌تکه‌ش کردن. رگه خون از زیر آب می‌جوشید و پخش می‌شد...



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر