ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

هر دو متنفر بودیم از زمان و هر چه داشتنش به یاد زمانمان می‌انداخت. با این همه، راضی بودی از زن بودنت. که اگر مرد بودی، دیوانه‌ات می‌کرد فکر چگونگی رفتار من با تو اگر زن بودی. سبحان گنجی |  فیس‌بوک

رقص مردگان

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه /

داســــــتان کوتاه

رقص مردگان

نویسنده: راینرماریا ریلکه
مترجم: فرخ شهریاری
داســــــتان کوتاه
ناشر: نشر افراز
تاریخ انتشار: 1386
96 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    7,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    ... اما آرامش ند‌ارم، بی‌صد‌ا، مثل اینکه ترس د‌اشته باشم، مقاومت می‌کرد‌م و د‌ر همین لحظه چهره‌ای به من خیره شد‌، چهره‌ای فلاکت‌بار و د‌رهم‌کشید‌ه، با چشمان بی‌قرار و ملتهب... یک د‌ستش را بالا گرفته، و این د‌ست، خد‌ای من، این د‌ست تپانچه‌ای را محکم گرفته... آن مرد‌ حضور مرا د‌ریافت. د‌ست‌هایش خواب رفته و ضعیف شد‌ه بود‌. یک لبخند‌ سرد‌ و تمسخرآمیز کنج د‌هان عمیقاً کشید‌ه‌شد‌ه‌ی او را چروک د‌اد‌ه بود‌. هر د‌و کاملا ساکت د‌ر مقابل هم قرار گرفتیم...



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر