ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

پيش‌تر هيچ بودم؛ اما حضورم را چيزی شبيه به درک می‌کردم. حواس را می‌فهميدم؛ حواس پنج‌گانه، شش‌گانه، هفت‌گانه و هشت‌گانه. از هيچ، چيزی شبيه به رنج می‌بردم. اگر آدم بودم، به اوج «بودن» می‌رسیدم. زاوش باجیان |  خاکسترستان

عقل آبی

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

عقل آبی

نویسنده: شهرنوش پارسی‌پور
داستان بلـــــــند
ناشر: نشر باران
تاریخ انتشار: ۱۳۷۹
۵۴۳ صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    20,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    عقل آبی می‌گوید: سایه فرو نمی‌کشد، چون اگر فروبکشد، نور می‌میرد. آن چه باید بمیرد تعریف‌های ماست از واژه‌ها و مفهوم‌ها. ما از هر واژه صدها نقاب می‌سازیم و برچهره می‌آویزیم. استخوان‌بندیِ معناها را می‌شکنیم تا از شکل پیکری کاغذی بسازیم. ما به زبان تجاوز می‌کنیم. ما به سایه تجاوز می‌کنیم. ما به زن تجاوز می‌کنیم. ما به زنانگیِ زن تجاوز می‌کنیم. ما به حقیقتِ وجودیِ زن تجاوز می‌کنیم، تا به مفهومی دست یابیم که در خورِ پیکرِ انسانیِ ما نیست. و این ما مرد است. مردی که نیمی از وجودش زن است. عقل آبی رنجِ کمبودِ این نیمه را محسوس می‌کند امّا رنج، مجموعه‌ای مکثر است، مثلِ نور بر سایه می‌شکند.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر