ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

آموخته‌ام که وابسته نباید شد، نه به هیچ کس، نه به هیچ رابطه‌اى... و این لعنتى، نشدنى‌ترین کارى بود که آموخته‌ام! آنا گاوالدا |  گریز دلپذیر

در آغوش خدا گریه می‌کرد و می‌گفت نمیر

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

در آغوش خدا گریه می‌کرد و می‌گفت نمیر

نویسنده: حسن فرهنگی
داستان بلـــــــند
ناشر: نشر ثالث
تاریخ انتشار: 1388
156 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    9,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    توی سلولی که بوی زهم شاش می‌دهد نشسته‌ام و اقاریرم را در کامپیوتر رنگ و رو رفته‌ای می‌نویسم تا شکنجه‌گرانم مسیر خلق کردن آدم را بیاموزند...



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر