ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

هر کسی که ساختن زندان انفرادی به کله‌ش زده، آدم جالبی بوده و خوب می‌دانسته با آدم‌ها چطور بازی کند. یعنی درست‌تر آن است که بگویم می‌دانسته آدم بهترین دشمن خودش است. لازم نیست او را کتک بزنند یا زیر شکنجه لت و پارش کنند. بهترین راه این است که خودش را با خودش تنها بگذارند تا خودش دخل خودش را بیاورد. احمد غلامی |  جیرجیرک

مجموعه اشعار اسماعیل شاهرودی

صفحه اصلی / شعــــــــــــــــر /

شعــــــــــــــــر

مجموعه اشعار اسماعیل شاهرودی

نویسنده: اسماعیل شاهرودی
شعــــــــــــــــر
ناشر: انتشارات نگاه، ناکجا
تاریخ انتشار: 1390
416 صفحه
  • خلاصه کتاب
  • حکایتی از کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    زمان با پنجه‌های زهرآگینش به زنجیرم کشانید.

    نگاهم مات رقص گرمناک آرزوها بود.

    ز ساغرهای امید ظفرمند

    به کام تشنگان زندگی می‌چکانیدند.

    من اما در شتاب خود به‌جا، خاموش

    دچار مستی جام تلاش خویش بودم.

    چنان بودم که در هر رهگذر (هر جا گذشتم)،

    دل بیگانگان را سوخت رنج من، تلاش من، شتاب من.

    رسید آخر که رنج تن بپوشانم به شادی‌های هستی.

    چند برگ از این کتاب را اینجا در گوگل بوکز بخوانید.

     

     



    حکایت این کتاب


    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر