ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

من شیفته‌ی پدرم هستم. مردی شکست‌خورده، بی‌قرار، آرمانخواه، طردشده و انزواطلب. مردی که تو این جامعه‌ی شلوغ و از هم گسیخته، هیچ وقت نتونست راه درست زندگی‌اش رو پیدا کنه اما به کسالت زندگی شهری هم تن نداد. شکوفه آذر |  روز گودال

راه‌پیمایی روی ماه

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه /

داســــــتان کوتاه

راه‌پیمایی روی ماه

نویسنده: علی قانع
داســــــتان کوتاه
ناشر: نشر افراز
تاریخ انتشار: ۱۳۸۹
۱۱۲ صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    8,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    ولین باری که ماجرای آن شب را برای مریم تعریف کردم با تعجب نگاهم کرد و تا چند دقیقه چیزی نگفت. بعد، پرسید دوستش داشتی؟ سؤال خیلی عجیبی بود و عجیب‌تر اینکه حس می‌کردم آن لحظه در مورد آری و نه پاسخم مطمئن نیستم. گفت نباید بی‌دلیل خودم را سرزنش کنم، باید بیشتر به فکر آینده و روزهای روشن پیش رو باشم. از چند هفته قبل، با هم زندگی می‌کردیم. بیوه بود و در همان هتل آشپزی می‌کرد. می‌گفت تمام اوقاتی که مثل دیوانه‌ها روی ماسه‌های ساحل راه می‌رفته‌ام، همه‌ی حواسش به من بوده تا به آب نزنم و خودم را خلاص نکنم. اغلب به بهانه‌ی آوردن لقمه‌ی غذا یا ظرف آبی می‌آمد کنار دریا سراغم و سر صحبت را باز می‌کرد. می‌گفت دلش سوخته که انتخابم کرده، از این‌که می‌دید مدام به‌خود می‌پیچم و انگار با موجود نادیده‌ای در جنگ و گریز هستم. اما من فکر می‌کنم تنها دلیلش کنجکاوی زنانه بوده است...



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر