ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

هر کسی که ساختن زندان انفرادی به کله‌ش زده، آدم جالبی بوده و خوب می‌دانسته با آدم‌ها چطور بازی کند. یعنی درست‌تر آن است که بگویم می‌دانسته آدم بهترین دشمن خودش است. لازم نیست او را کتک بزنند یا زیر شکنجه لت و پارش کنند. بهترین راه این است که خودش را با خودش تنها بگذارند تا خودش دخل خودش را بیاورد. احمد غلامی |  جیرجیرک

روباه و لحظه‌های عربی

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه /

داســــــتان کوتاه

روباه و لحظه‌های عربی

نویسنده: مرتضی کربلایی‌ لو
داســــــتان کوتاه
ناشر: نشر افراز
تاریخ انتشار: 96
1388 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    7,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    ...ما منتظر حبیب می‌ماندیم و قبلِ این که رویش را ببوسیم خدا را از توی ساک برمی‌داشتیم و روزنامه‌ی مچاله را پس می‌زدیم و از خدای این بار آورده‌ رونمایی می‌کردیم. چه قشقرقی که راه نمی‌انداختیم. انگار یک عشیره‌ی ناامید عروسی دختر ترشیده‌اش را جشن گرفته‌ باشد. برای خودش آیینی بود. ولی خوب، انصاف را جلو خودمان را هم می‌گرفتیم که ذوق‌زده نشویم و نزنیم بترکانیم. از همین بود که وقتی یکی‌مان گفت خبر کنیم بچه‌های دانشکده بیایند ببینند تن ندادیم و کلی توپیدیم و خشم‌آلود ماغ سرِ بدبخت کشیدیم. خطر داشت. می‌ریختند می‌گرفتندمان به اسم هزار فرقه. مگر کار بی‌خود قحط بود؟...



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر