ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

بیشتر از آبشار دلم می‌خواهد یک دشت بزرگ بکشم پر از شقایق پر از بوته‌های گل‌های وحشی. اما نمی‌دانم چرا هر وقت این دشت را کشیده‌ام، دورتادورش را سیم خاردار کشیده‌ام. انگار چیزی همیشه آن دشت فراخ را از تو می‌گیرد. و تو خاموش و رام نگاه می‌کنی و حسرت می‌خوری. نسیم خلیلی |  خواب پروانه ای بر لب های تفنگ

مداد نجار

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

مداد نجار

نویسنده: مانوئل ریباس
مترجم: آرش سرکوهی
داستان بلـــــــند
ناشر: نشر چشمه
تاریخ انتشار: ۱۳۹۱
۱۵۴ صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    10,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    گاه دایره‌ی نور چراغ فانوس دریایی هرکول، بدن تیرباران شده‌ها را در پیراهن‌های سفیدشان روشن می‌کرد. دریا به ساحل صخره‌ای می‌خورد و مثل گاوی که از گرسنگی در حال مرگ است فریاد می‌کشید. پس از هر رگبار سکوت رنج و فغان آدمی در هوا می‌چرخید و هربار با فریاد گاو در حال مرگ خفه می‌شد.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر