ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

صدايم را بلند كردم. نمى‌خواستم صدايم را بلند كنم. دلم برايش‏ مى‌سوخت. بدجورى فلك‌زده شده بود. نمى‌دانم چرا آدم در مقابل فلك‌زده‌ها صدايش‏ را بلند مى‌كند. دست خود آدم نيست. مهری یلفانی |  سکوت تهمینه

داستان بعدي

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

داستان بعدي

نویسنده: سیس نوتبوم
مترجم: شهروز رشید
داستان بلـــــــند
ناشر: نشر قطره
تاریخ انتشار: 1390
122 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    10,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    شخص خودم هرگز به‌طور خاصی توجهم را جلب نکرده است، نه اینکه اراده کرده باشم درباره‌ی خودم نیندیشم؛ متأسفانه نه. و در آن صبح، چیزی برای اندیشیدن داشتم، این را مطمئنم. یکی ممکن است این را مسئله‌ی مرگ و زندگی تلقی کند؛ اما من هرگز چنین کلمات پرطمطراقی را بر زبان نمی‌آورم، خاصه وقتی کسی حضور نداشته باشد، مثل آن موقع. با احساس مسخره‌ای بیدار شده بودم، احتمال می‌دادم که مرده‌ام، اما نمی‌فهمیدم هم‌اکنون مرده‌ام یا قبلاً مرده بوده‌ام. یا هیچ‌کدام. می‌دانستم مرگ نیستی‌ست و نیز وقتی که مرده‌ای نمی‌توانی فکر کنی. اینجایش با مرگ تطابق نداشت، زیرا همه‌‌شان حضور داشتند: تفکرات، تأملات و خاطراتم،‌ و من بودم. حتی اندکی بعد دریافتم که می‌توانم راه بروم، ببینم، بخورم (مزه‌ی شیرین صبحانه‌ی پرتغالی، قطّابِ شیر و عسل را ساعت‌ها زیر دندان داشتم) و توانسته بودم حسابم را با پول واقعی پرتغالی بپردازم و این مجابم می‌کرد که واقعاً در پرتغالم. در اتاقی بیدار می‌شوی که در آن نخوابیده‌ای و کیف پولت...



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر