ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

به بدبختی عادت کردن بزرگ‌ترین مانع برای درک لحظات خوب دیگری ا‌ست. سعید منافی |  پیر مرگ

چشم‌هايش مي خندد

صفحه اصلی / نمایشـــــــــنامه /

نمایشـــــــــنامه

چشم‌هايش مي خندد

نویسنده: چیستا یثربی
نمایشـــــــــنامه
ناشر: نشر قطره
تاریخ انتشار: 1389
64 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    6,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    من همیشه احساس می‌کردم که پدر همین‌جاهاست. یعنی جای دوری نرفته. فکر می‌کردم همین دوروبر‌اس. حتی یه‌جایی توی همین خونه. خیلیا به ما گفتن که پدر حتماً مرده، وگرنه توی این همه سال، یه خبری ازش می‌رسید. شاید مادرم باور کرده باشه، ولی من هیچ‌وقت باور نکردم. یه‌چیزی توی قلبم بهم میگه، پدر من هنوز زنده‌ست و یه روز دوباره بر‌میگرده. کی میدونه‌؟ شاید از همین در بیاد تو و از من یه لیوان آب بخواد.

    اين نمايش‌نامه كه پيش‌تر با نام يلدا در تئاتر شهر به روي صحنه رفته، درباره‌ي خانواده‌ي سه نفره‌اي است كه تشكيل شده از مادر، دختر و نوه‌ي آن‌ها. اين افراد همگي در خانه‌اي قديمي زندگي مي‌كنند. پدر خانواده سال‌ها پيش، ناپديد شده و ورود پزشكي جوان به عنوان مستاجر به خانه، تغييراتي سبب مي‌شود كه از آن جمله است برملا شدن رازهاي قديمي خانه، اين نمايش با موضوع تعارض بين نسل‌ها و تلاش براي درك يك‌ديگر و بخشيدن يك‌ديگر فراهم آمده است. 



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر