ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

به بدبختی عادت کردن بزرگ‌ترین مانع برای درک لحظات خوب دیگری ا‌ست. سعید منافی |  پیر مرگ

دستکش قرمز

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

دستکش قرمز

نویسنده: سپیده شاملو
داستان بلـــــــند
ناشر: نشر مرکز
تاریخ انتشار: 1380
73 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    7,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    گل مجسمه‌ی شطرنج‌باز را با آب دریا درست کرده‌ بودم. گل آن چشم‌های سیاه و کشیده، آن بینی باریک و آن صفحه‌ی شطرنج مخلوط خاک و آب دریا بود، نمک داشت و عطرش با همه‌ی گل‌های دنیا فرق می‌کرد. خواسته بودم کتاب شعر بدهم دستش. گل کتاب شعر به دست‌هایش نچسبد. براش شطرنج ساختم. هر مهره را پیش چشم‌های او صیقل دادم، چشم‌های سیاهش صیقلی‌‌تر می‌شد. صفحه را سوار کردم روی زانوانش، مهره را چیدم روی صفحه ... مجسمه را تمام کردم و شبانه آن را روی پایه‌ی سنگی میدان شهر وصل کردم ... انداختندم توی این زندان. شاید چیزی دزدیده بودم، شاید هم فهمیده بودند گل مجسمه را با آب دریا درست کرده‌ام. استفاده از آب ممنوع بود. آب‌تنی هم ممنوع بود. عطر شور هم ممنوع بود.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر