ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

هر کسی که ساختن زندان انفرادی به کله‌ش زده، آدم جالبی بوده و خوب می‌دانسته با آدم‌ها چطور بازی کند. یعنی درست‌تر آن است که بگویم می‌دانسته آدم بهترین دشمن خودش است. لازم نیست او را کتک بزنند یا زیر شکنجه لت و پارش کنند. بهترین راه این است که خودش را با خودش تنها بگذارند تا خودش دخل خودش را بیاورد. احمد غلامی |  جیرجیرک

چرخ‌دنده‌ها

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

چرخ‌دنده‌ها

نویسنده: امیر احمدی آریان
داستان بلـــــــند
ناشر: نشر چشمه
تاریخ انتشار: 1387
99 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    8,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    آقای صاد سرش را نزدیک برد. مرد لحظه‌های آخر عمرش لبخند می‌زد، مشخص بود از چیزی خوشحال است. آقای صاد به یاد روایت‌های رو در رو شدن محتضران با زندگی پس از مرگ افتاد. فکر کرد حتما این مرد مفلوک به بهشت خواهد رفت، حتما سرگرم تماشای باغ و نهر عسل و حوری‌های بهشتی است که چنین لبخندی می‌زنند. فکر کرد خوش به سعادتش، هرچند در این دنیا سخت زندگی کرد، اما تا ابد از زندگی اخروی لذت خواهد برد. آقای صاد در همین فکرها بود که صورتش خیس شد...



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر