ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

ريشه‌ی درخت‌ها در قبر تکثير می‌شد و در خون و گوشت متورم نفوذ می‌کرد. لابلای ريشه‌ها، با تکه‌تکه‌های کرم و جسد، چيزی شبيه به دراز کشيده بودم و از انتشار ريشه در جسدم، چيزی شبيه به وجد می‌آمدم. من درون درخت منتشر می‌شدم. زاوش باجیان |  خاکسترستان

جا ماندیم

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

جا ماندیم

نویسنده: بهناز علی‌ پور گسکری
داستان بلـــــــند
ناشر: نشر چشمه
تاریخ انتشار: 1393
252 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    18,00€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    کتاب «جا ماندیم...» اثر دکتر بهناز علی‌پور گسکری، در مجموعه‌ی کتاب‌های قفسه‌ی آبی نشر چشمه منتشر شده است. اولین مجموعه داستان این نویسنده، یعنی «بگذریم...» توانست او را به عنوان داستان‌نویسی جدی در عرصه ادبیات داستانی مطرح کند. در بخشی از داستان «جا ماندیم» می‌خوانیم: «اتفاق منتظر نمی‌ماند. کار خودش را می‌کند. در لحظه رخ می‌دهد و اثرش مثل غبارهای نامرئی معلق در هوا نرم‌نرمک بر زندگی‌هامان می‌نشیند. گوشی تلفن را که برمی‌دارم کریم می‌گوید «درناخانم‌جان، آقاجان‌تون حالش خیلی خراب است...» و آن‌قدر زار می‌زند تا سه ساعت از نیمه‌شب گذشته تصمیم بگیرم راه بیفتم سمت نپتارود. عجله‌ای ندارم برای رفتن. شکی نیست که اتفاق خودش را زودتر می‌رساند. تلفن را قطع می‌کنم. به اتاق برزین می‌روم. عکسش را از روی میز برمی‌دارم و می‌گذارم توی ساک، بعد، آخرین عکس مادر را که خودم روی صندلی چرخ‌دار از او برداشته‌ام و دست‌آخر عکس درسا را با عینک بزرگ آفتابی روی موهای بلوندشده و آن خنده‌ی وسیع روی صورت برنزه و شاد. انگار قرار است خانواده را باری دیگر دور هم جمع کنم.» 



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر