ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

زن‌ها دوست دارند آينه باشند يا در آينه زندگی كنند. آينه جای رازهای نگفته است. ری‌را عباسی |  وارونگی

کبودان (2جلدی)

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

کبودان (2جلدی)

نویسنده: حسین دولت‌ آبادی
داستان بلـــــــند
تاریخ انتشار: 1357
780 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    40,00€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    حسين دولت آبادي در رمان كبودان( ۱۳۵۷) زندگي كارگـران مهاجر در بنادر و جزاير خليج فارس را از نظرگاهي عبوس توصيـف مي كند .

    داستان در باره هزاران آواره اي است كه همه نقاط كشور به اميد كاري پر در آمد روانه جنوب مي شوند، اما در سير پر ملال زمانه اي محنت زا از دست مي روند. همه چيز حتي تن خود را مي فروشند و جانشان را در كاري جنون آور و بي نتيجه مي فرسايند. در اين رمان غم انگيز همه چيز مانند « خواب پريشان ديوانه اي» مي گذرد. جماعت بي ريشه و سر خورده اي كه در پي كار روانه بندر« سرزمين موعود» شده اند مهاجران «خوشه هاي خشم» را به ياد مي آورند. نويسنده از ميان شخصيت هاي فراوان رمان تراب را به عنوان چهره آگاه و محوري داستان بر مي كشد و ده ها ماجراي فرعي را حول گذران او شكل مي دهد... ...اگر از آسمان سنگ مي‌باريد، نماز جاشوها قضا نمي‌شد. در هر جا كه جايي براي خم و راست شدن بود، اقامه مي‌بستند و به نماز مي‌ايستادند. بالاي تختگاهي خن مسجدشان شده بود. بعد از نماز صبح، در تاريك روشني لنگر كشيدند و به دريا زدند، از دريا نسيم خنكي مي‌وزيد و هواي سحر، نمدار و مرطوب، گونه‌هاي جاشوها را مي‌نواخت. عبيد با همۀ نگراني‌هايش، نمي‌توانست بيشتر ازين چدني‌ساز را سر بدواند و معطل كند. گير افتاده بود. در آن حالي بود كه گهگاه هر آدمي عقلش را مي‌خورد و خودش را گم مي‌كند. زير جلي به او نگاه مي‌كرد و باز چشم به افق مي‌دوخت: در آن پايين‌ها، ابرهايي مثل ديو تنوره مي‌كشيدند، در هم كلاف مي‌شدند و بالا مي‌آمدند...



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر