ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

هر وقت با او جمع می‌شدم همه‌ی تنم سرجایش بود فقط نمی‌دانم سرم کجا بود. سر او برای هردوتایمان کافی بود، به خصوص وقتی که گیسوانش را روی گردنم می‌انداخت. بنفشه حجازی |  شصت ثانیه زندگی

نفس بریده

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

نفس بریده

نویسنده: هرتا مولر
مترجم: مهوش خرمی‌پور
داستان بلـــــــند
ناشر: کتاب‌سرای تندیس
تاریخ انتشار: 1389
344 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    14,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    خیلی ها معتقدند که بستن چمدان مستلزم تمرین است و کاری است درست مثل آواز خواندن و دعا کردن که هرکسی آن را یاد می‌گیرد. ما، نه تمرین داشتیم نه چمدان. وقتی پدرم می‌بایست در خط مقدم جبهه به سربازان رومانی می‌پیوست چیزی برای جمع کردن نداشت، یک سرباز به خاطر یونیفورم سربازیش وسایل مورد نیازش را دریافت می‌کرد. ما برای چمدان بستن دلیل دیگیری غیر از این که در این سرمای سخت زمستانی باید به جای دوری می‌رفتیم، نداشتیم. وقتی واقعیت را ندانی و کاری را بی‌مقدمه انجام دهی، اشتباه ضروری می‌شود و ضرورت، تنها واقعیت موجود. زیرا این تنها چیزی است که فرد دارد....



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر