ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

دیشب خواب‌های عجیبی دیدم. توی اتاقی که دیوار نداشت محبوس بودم. جرات نمی‌کردم تکون بخورم. وایساده بودم. سیاهی محاصره‌ام کرده بود. پشت سرم یه تخت بود که یه ملافه‌ی سفید پوشونده بودش. روی تخت یه بال کبوتر بود. همون وقت اون اومد. آزيا سرنچ تودوروويچ |  ازدواج‏‌هاى مرده

واهمه های بی نام و نشان

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه /

داســــــتان کوتاه

واهمه های بی نام و نشان

نویسنده: غلامحسین ساعدی
داســــــتان کوتاه
ناشر: ماهریز
تاریخ انتشار: 1379
216 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    14,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    هر کسی حق داره برای زندگی خودش تصمیم بگیره، این اصلیه که همه قبول دارن، یعنی هیچ کس تو این دنیا وصی و قیم لازم نداره. اما یه چیزای دیگه‌م هس، آدم تنها واسه خودش زندگی نمی‌کنه، اگه غیر این بود که حرفی نداشتیم، اما دیگرونم هسن، اونایی که آدم به اون دل بسته‌س، یا اونایی که به آدم دل بسته‌ن، به هر صورت دیگرونم باید در نظر گرفت، بی‌اعتنایی به دیگران، فکر نمی‌کنم تنها وسیله راحتی و رهایی باشه.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر