ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

دیشب خواب‌های عجیبی دیدم. توی اتاقی که دیوار نداشت محبوس بودم. جرات نمی‌کردم تکون بخورم. وایساده بودم. سیاهی محاصره‌ام کرده بود. پشت سرم یه تخت بود که یه ملافه‌ی سفید پوشونده بودش. روی تخت یه بال کبوتر بود. همون وقت اون اومد. آزيا سرنچ تودوروويچ |  ازدواج‏‌هاى مرده

تماماً مخصوص

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

تماماً مخصوص

نویسنده: عباس معروفی
داستان بلـــــــند
ناشر: نشر گردون
تاریخ انتشار: 1389
362 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    20,00€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    وقتی ‌برگشتم‌، پری ‌را نزدیک ‌پارک بهجت ‌آباد دیدم‌. داشت ‌در کوچه‌ای ‌می‌دوید. دیگر گمت‌نمی‌کنم‌. دیگر گمت ‌نمی‌کنم‌. دنیا پر از آدم‌هایی است که همدیگر را گم کرده‌اند. ولی من دیگر گمت‌ نمی‌کنم‌.. همه ‌می‌دویدند، وعده‌ای ‌وسط‌ خیابان ‌به ‌این ‌سو و آن‌سو شلیک‌ می‌کردند. یک‌ نعش‌کش‌ هم ‌رسیده‌بود. دو نفر داشتند جنازه‌ای ‌را پرت‌ می‌کردند روی‌ بقیه ‌نعش‌ها، و نعش‌کش‌ مثل ‌ماشین ‌آشغال ‌جمع‌کن ‌آرام ‌پیش‌ می‌رفت‌ و چند نفری ‌در کنارش‌ چشم‌ به‌گوشه و کنار ‌خیابان ‌داشتند...



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر