ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

دیشب خواب‌های عجیبی دیدم. توی اتاقی که دیوار نداشت محبوس بودم. جرات نمی‌کردم تکون بخورم. وایساده بودم. سیاهی محاصره‌ام کرده بود. پشت سرم یه تخت بود که یه ملافه‌ی سفید پوشونده بودش. روی تخت یه بال کبوتر بود. همون وقت اون اومد. آزيا سرنچ تودوروويچ |  ازدواج‏‌هاى مرده

کلاته نان

صفحه اصلی / کـــودک و نوجوان /

کـــودک و نوجوان

کلاته نان

نویسنده: غلامحسین ساعدی
کـــودک و نوجوان
ناشر: ماهریز
تاریخ انتشار: 1381
30 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    7,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    در آبادی دور افتاده‌ی کلاته نان مادر و پسری با هم زندگی می‌کردند که خیلی زیاد همدیگر را دوست داشتند مادر پیر بود و پسر جوان با وجود این هر روز صبح آفتاب نزده بلند می‌شدند و با هم به مزرعه می‌رفتند و با هم کار می‌کردند. دار و ندارشان علاوه بر وسایل ساده زندگی یک جفت گاو زرد بود که ... 



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر