ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

دیشب خواب‌های عجیبی دیدم. توی اتاقی که دیوار نداشت محبوس بودم. جرات نمی‌کردم تکون بخورم. وایساده بودم. سیاهی محاصره‌ام کرده بود. پشت سرم یه تخت بود که یه ملافه‌ی سفید پوشونده بودش. روی تخت یه بال کبوتر بود. همون وقت اون اومد. آزيا سرنچ تودوروويچ |  ازدواج‏‌هاى مرده

و تن فروشی نیست

صفحه اصلی / شعــــــــــــــــر /

شعــــــــــــــــر

و تن فروشی نیست

نویسنده: فریاد شیری
شعــــــــــــــــر
ناشر: انتشارات نگاه، ناکجا
تاریخ انتشار: 1391
131 صفحه
  • خلاصه کتاب
  • حکایتی از کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    چشمانت ضمیمه شناسنامه‌ام

    تاری از موهات لای پاسپورتم

    با خود به سفر می‌برمت

    از مرز که بگذریم

    هر خاکی بر من قدم بگذارد

    سرزمین مادری نام می‌گیرد...

    چند برگ از این کتاب را اینجا در گوگل بوکز بخوانید.



    حکایت این کتاب


    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر