ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

انگار نه انگار که باید نشست و کمربندها را بست و به چراغ قرمز و علامت خطر توجه کرد. بیشترین‌ها اهل توکل‌اند و به قسمت و سرنوشت اعتقاد دارند. آنچه باید بشود خواهد شد. دستورات ایمنی چیزی را عوض نمی‌کند. گلی ترقی |  جایی دیگر

آینه‌های دردار

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

آینه‌های دردار

نویسنده: هوشنگ گلشیری
داستان بلـــــــند
ناشر: نیلوفر
تاریخ انتشار: ۱۳۸۹
۱۶۰ صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    10,90€
  • خلاصه کتاب
  • مصاحبه
  • جملات منتخب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    ابراهیم نویسنده‌ای میان‌سال است که برای حضور در جمع ایرانیان فرهنگ‌دوست خارج از کشور و برای خواندن شعر و مقاله و داستان به اروپا سفر کرده است. ابراهیم در حین خواندن آثار خود در مکان‌های مختلف و درحین خواندن نظرات و پرسش‌های حاظران متوجه وجود کاغذهایی می‌شود که پیغام‌هایی حاکی از آشنایی قبلی شخصی ناشناس با او را به او می‌رساند. این نوشته‌ها به خط نستعلیق و روی کاغذهای کوچکی نوشته می‌شوند. شخص ناشناس پس از آنکه تلویحاً از ابراهیم به خاطر اینکه او را بدون اجازه در داستانی توصیف کرده است گلایه می‌کند، با دادن تلفن خود به ابراهیم او را به ارتباط با خود ترغیب می‌نماید اما در مرتبه اول پاسخ تماس او را نمی‌دهد. در تماس دوم ابراهیم درمی‌یابد که شخص ناشناس، دوست دوران خردسالی‌اش، دختری به نام صنم است که آن‌ها در آن زمان عشقی کودکانه به هم داشته‌اند.



    مصاحبه


    جملات منتخب


    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر