ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

آموخته‌ام که وابسته نباید شد، نه به هیچ کس، نه به هیچ رابطه‌اى... و این لعنتى، نشدنى‌ترین کارى بود که آموخته‌ام! آنا گاوالدا |  گریز دلپذیر

مار و پله

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

مار و پله

نویسنده: فرهاد پیربال
مترجم: مریوان حلبچه‌ای
داستان بلـــــــند
ناشر: نشر نی
تاریخ انتشار: 1386
69 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    3,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    گوش کن پسرم، تو سفری در پیش داری و می‌خواهی نامزدت را ببینی اما نمی‌توانی و برمی‌گردی. دختری که دوستش داری دشمنانت از چهار طرف محاصره‌اش کرده اند.دشمن تو نیستند اما هر وقت که تو بخواهی نزدیکش بروی و ببویی‌اش، دشمنت می‌شوند... پسرم، صد افسوس، تو هرگز به نامزدت نمی‌رسی! ولش کنی بهتر است! یک سفر دیگر هم به کشور او می‌روی ولی باز هم بیهوده. نمی‌توانی پیدایش کنی. دخترک افسونت کرده. تصویر مادر خودت یا کسی از نزدیکانت را در او می‌بینی. پسر جان، متاسفانه این طور که پیداست در سفر سوم هم باز دل‌شکسته و اندوه‌بار برمی‌گردی. هر چه داری برای رسیدن به عشقت خرج می‌کنی اما هرگز به آن نمی‌رسی. از همین حالا بدان! عشق تو گم شده و یا اصلا وجود نداشته است...



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر