ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

من شیفته‌ی پدرم هستم. مردی شکست‌خورده، بی‌قرار، آرمانخواه، طردشده و انزواطلب. مردی که تو این جامعه‌ی شلوغ و از هم گسیخته، هیچ وقت نتونست راه درست زندگی‌اش رو پیدا کنه اما به کسالت زندگی شهری هم تن نداد. شکوفه آذر |  روز گودال

مارگریت دوراس، و‌ گاه نویسنده‏ سرانجام چیزى مى‏‌نویسد

مارگریت دوراس، و‌ گاه نویسنده‏ سرانجام چیزى مى‏‌نویسد

 

گفتگو با مارگریت دوراس درباره نمایشنامه "لاموزیکا دومین"

 

یادداشتِ مارگریت دوراس‏ برای این نمایشنامه:

آدم‏‌هایى هستند که همدیگر را دوست داشتند و از هم جدا شدند. هنوز جوان‏اند. هنوز سى، سى و پنج ساله هستند. بى‏‌شک آدم‏‌هاى‏ باسوادى‏‌اند. با مدرک. باتربیت بار آمده‌‏اند، همچنان باتربیت باقى‏ مانده‏‌اند، از این تربیت وجه‌ه‏اى غیر قابل انکار را حفظ کرده‏‌اند. حسن‏‌نیت دارند، مانند همه زندگى کردند، ازدواج کردند، مستقر شدند و سرانجام نیروى خطرناک عشق و شهوت آن‌ها را از هم گرفت. هنوز نمى‏‌دانند به دام چه چیزى افتاده‏‌اند.

براى آخرین پرده جدای‌ى‏شان به اوِرو برگشته‏‌اند، پرده حکم طلاق‏شان. هنوز نمى‏‌دانند چه بر سرشان آمده. هر کدام آمده‌‏اند تا براى آخرین‏‌بار همدیگر را ببینند، کمابیش بدون اینکه آن را بخواهند.

زن به‌‏نظر آزاد‌تر از مرد مى‏‌آید، فراموش‏کار‌تر به جزئیات زجر، به دوزخ، به خطاهاى متقابل‏شان. و اما نسبت به اصل مطلب کمتر فراموش‏کار به‏ نظر مى‏‌آید: درون اوست که گونه‌‏اى منطق ظهور مى‏‌کند، منطق ویرانى‏ عشاق. مرد هنوز در زجر کشیدن جوان است، دست و پا مى‏‌زند، مى‏‌خواهد زن را از زندگى‏‌اش بکَنَد، به احتمال قوى هنوز کمى به‏ سعادت ایمان دارد. مرد بیشتر از زن در معرض زجرکشیدن قرار گرفته‏ است. زن این را مى‏‌داند، همچنین مى‏‌داند که مرد این زجر را مى‏‌طلبد، و بدون این زجر او مى‏‌تواند مردى سنگدل و بى‏‌انصاف باشد.

هر دو را در یک شب تابستانى، در هتل فرانسه بدون هیچ بوسه‏‌اى‏ ساعت‏‌ها و ساعت‏‌ها به سخن مى‏‌آورم. تنها براى اینکه سخن بگویند. در نیمه نخست شب، لحن‏شان لحن کمدى‏‌ست، لحن مشاجره. اما در نیمه‏ دوم، به این حس ناب عشق مأیوس بازگشته‏‌اند.

دقیقاً بیست سال از لاموزیکا تا لاموزیکا دومین مى‏‌گذرد، و کمابیش در طول تمام این سال‏‌ها من این پرده دوم را مى‏‌طلبیدم. بیست سال است‏ که من صداهاى شکسته این پرده دوم را مى‏‌شنوم، صداهایى‏ شکست‏‌خورده از خستگى این شب بى‏‌خوابى. زن و مردى که همچنان‏ وحشت‏زده در این نخستین عشق جوان باقى مى‏‌مانند.

و‌ گاه نویسنده‏ سرانجام چیزى مى‏‌نویسد.

 

 


مارگریت دوراس

مارگریت دوراس

۱۹۱۴
فرانسه

مارگریت دوراس (۱۹۹۶-۱۹۱۴)، با نام واقعیِ مارگریت دونادیو، نویسنده، نمایشنامه‌نویس، کارگردان و فیلمسازِ فرانسوی در شهری در شمالِ کشور ویتنام متولد می‌شود. پدر مارگریت، زمانی که او تنها ۵ سال دارد، در فرانسه می‌میرد. دوراس تمام دوران کودکیِ خود را در ویتنام سپری می‌کند و در سال ۱۹۳۲، پس از کسب مدرک دیپلم، به قصد ادامه‌ی تحصیل عازم ...

لاموزیکا دومین

لاموزیکا دومین

خرید
نویسنده: مارگریت دوراس
مترجم: تینوش نظم‌جو
این کتاب را ببینید

مارگریت دوراس: دقيقاً بيست سال از لاموزيكا تا لاموزيكا دومين مى‏‌گذرد، و كمابيش در طول تمام اين سال‌‏ها من اين پرده دوم را مى‏‌طلبيدم. بيست سال است‏ كه من صداهاى شكسته اين پرده دوم را مى‌‏شنوم، صداهايى‏ شكست‏‌خورده از خستگى اين شب بى‏خوابى. زن و مردى كه همچنان‏ وحشت‌‏زده در اين نخستين ...

  • در عصری که کتاب به این سادگی

    در عصری که کتاب به این سادگی دراختیارخوانندگان قرار میگیرد.فیلم بهترین رابط برای شناخت بیشتر نویسندگانش است .
    وافعا خسته نیاشید!

    ارسال شده توسط mreza در د., 2012-03-19 18:56.

برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت

نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر