ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

پیشنهاد من برای پرسه زدن در خیابان‌ها و پیدا کردن راه حل خوبی برای زندگی، تبدیل به راه حلی خوبی برای فراموشی آن شد. ترانه برومند |  سحر تصویر

گفتگو با محسن یلفانی درباره‌ی کتاب انتظار سحر

گفتگو با محسن یلفانی درباره‌ی کتاب انتظار سحر

- درباره‌ی يکى از نمایشنامه‌هایتان که بسيار متفاوت از نمايشنامه‏‌هاى ديگرتان است برایمان بگوييد... منظورم نمايشنامه‏ «انتظار سحر» است که در ايران هم چاپ شده...

-همچنان که مى‏‌گوييد اين نمايشنامه با ديگر نمايشنامه‏‌هاى من‏ متفاوت است. «انتظار سحر» درواقع دنباله‌ی دو نمايشنامه است که من‏ با استفاده از دو شخصيت حاجى فيروز و عمو نوروز که فرض را بر اين گذاشته بودم که آن‏ها هم گرفتار غربت شده‌‏اند (و دومى تا آن‏جا که من مى‏‌دانم جسميتى در فولکلور ما ندارد و بيش‏تر يک تعبير يا تصوير است تا يک شخصيت واقعى)، نوشتم و هر دو به وسيله‏‌ی ناصر رحمانى‏‌نژاد اجرا شدند. در ضمن بايد بگويم که اولين بار شعر زيبايى که م. سحر از زبان حاجى فيروز گفته بود، مرا به صرافت‏ تکميل آن به صورت يک نمايش انداخت.

«انتظار سحر» درواقع دنباله‌ی دو نمايشنامه است که من‏ با استفاده از دو شخصيت حاجى فيروز و عمو نوروز که فرض را بر اين گذاشته بودم که آن‏ها هم گرفتار غربت شده‌‏اند.

اما متن آن دو نمايش‏ چندان مناسب از آب درنيامدند و من هم هيچ‌‏وقت آن‏ها را منتشر نکردم. «انتظار سحر» سال‏‌ها بعد نوشته شد. با تصور و طرحى کاملاً متفاوت. اين بار قصد من بيش‏تر رفتن به طرف تئاتر محض يا تئاتر ناب بود. ضمن اين‏که مى‏‌خواستم نوعى "اعتراف‌نامه" يا "وصيت‌نامه" هم باشد. در نتيجه باز هم بسيارى از جنبه‏‌هاى زمخت و دستورى و اخلاقى در آن رخنه کرده و پاکى و خلوصش را خدشه‏‌دار کرده است. با اين حال اميدوارم خصوصيت آزاد و رهاى خود را حفظ کرده باشد و آنچنان‌‏که مى‌‏خواسته‌‏ام همه چيز را -شادى، خنده، ترس، تنهايى، ابتذال، آرزو، مقاومت، و کلنجار آدمى با خودش و ناتوانى‏‌هايش را و نيز روبه‌‏روشدنش را با مرگ -در گونه‌‏اى بازىِ دائمى، در نوعى‏ "کمديا دل‏آرته" جديد، در خود داشته باشد؛ آميزه‏اى از واقعيت و رؤيا و خيال بى‏ هيچ مرز و حدى ميان آن‏ها.

 

گفتگوی تینوش نظم‌جو با محسن یلفانی

متن کامل این گفتگو در کتاب نمایشنامه «در یک خانواده ایرانی»

 


محسن یلفانی

محسن یلفانی

۱۳۲۲
همدان

محسن یلفانی، نویسنده و نمایشنامه‌نویس، در سال 1943 در شهرهمدان به دنیا می‌آید و تا زمانی که همراه با خانواده‌اش به سنندج می‌رود، در آنجا می‌ماند. وی نوشتن اولین نمایشنامه‌هایش را در همین دوران، یعنی در سال‌های آخر دبیرستان آغاز می‌کند؛ یکی از این نمایشنامه‌ها جایزه‌ی هنر دراماتیک را هم نصیبش ...

انتظار سحر

انتظار سحر

خرید
نویسنده: محسن یلفانی
این کتاب را ببینید

نوروز - فقط فکر کنم که اگه یه وقت... فردا، پس‌فردا، یا اصلاً چه می‌دونم، یه مدتی بعد، یه روزی، یکی پیدا بشه و بیاد اینجا سراغ منو بگیره… فیروز - تو که باز رفتی سر خونه‌ی اولت؟ نوروز - نمی‌گم که حتماً یکی می‌آد. ولی بالاخره، من جا و مکانم اینجا بوده. همه هم می‌دونن. من این‌ قدر اینجا مونده‌م که دیگه همه عادت ...

برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت

نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر